خرید بک لینک

یک گوشه از خونهش نشستم اومد کنارم نشست و سر حرفو باز کرد.

پرسید چی شده جوون؟ خسته به نظر میرسی،چی میخوای که یاد ما کردی :)

گفتم:یعنی ما دل نداریم، قلبم سنگِ سیاهه ولی گاهی دنبال نوره اومدم خودتونو ببینم من فقط شما رو میخوام.

صدای روضه ارباب منو به خودم آورد، شب زیارتیه آخه، دل ماهم که از سنگ نیست هفت سال دوری هم کم نیست.


+ندهد مهلت گفتار به محتاج کریم، گوش این طایفه آواز گدا نشنیده

برچسب: نویسنده: سام فرهادی تاريخ: سه شنبه 24 مهر 1397 ساعت: 5:02

سلام،ممنونم که این مدت وبلاگمو همراهی کردید.
قسمت صوت و کلیپ وبلاگ مفیده بقیه مطالب فقط وقتتونو تلف میکنه.
التماس دعا

برچسب: نویسنده: سام فرهادی تاريخ: سه شنبه 24 مهر 1397 ساعت: 5:02

صفحه بندی